خرید فیلترشکن پرسرعت نامحدود

خرید فیلترشکن پرسرعت نامحدود

مزایای خرید فیلترشکن پرسرعت نامحدود میتوان به سرعت و بدون محدودیت های حجمی اشاره کرد با خرید این فیلترشکن با اکانت تست سرعت را تست کنید و بعد از خرید پشتیبانی هم دریافت خواهید کرد و از سرورها هم با نهایت سرعت وصل شوید.

 

خرید فیلترشکن پرسرعت نامحدود
خرید فیلترشکن پرسرعت نامحدود

و آﺷﻮب و ﺗﻨﻬﺎ و ﮐﻠﯽ ﺻﻔﺎت دﯾﮕﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺲ خرید فیلترشکن ﺑﻬﺶ ﻧﺴﺒﺖ دﻫﻢ روي ﺗﺨﺖ دراز ﮐﺸﯿﺪ و ﺑﺎ ﻫﻘﯽ ﮐﻪ ﺳﻌﯽ در ﭘﻮ ﺷﺎﻧﺪن ﺻﺪاﯾﺶ داﺷﺖ ﮔﺮﯾﺴﺖ ﺑﺎ ﺧﻮدم ﮔﻔﺘﻢ ﻟﺎﺑﺪ کس ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺗﻮي زﻧﺪﮔﯽ اش ﻧﺒﻮده ﮐﻪ زﻧﮓ زدهاﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ! ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﻣﺘﺎﺛﺮم ﮐﺮده ﺑﻮد. ﺗﮑﻠﯿﻒ اﯾﻦ زن ﺗﻮي زﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ م ﺷﺨﺺ ﻧﺒﻮد؛ اﺻﻠﺎ اﻧﮕﺎر ﺑﺎ ﺧﻮدش ﻫﻢ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﺒﻮد فیلتر شکن نامحدود ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮد راﺑﻄﻪ ﻣﺎ ﻣﺴﺎﻟﻤﺖ آﻣﯿﺰ و در ﺻﻠﺢ ﺑﺎﺷﺪ دﯾﺪي زد ﺑﻪ ﺳﺮش ﺑﻠﺎﯾﯽ ﺳﺮ آرام آو رد ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﮐﻤﮑﺘﻮن ﮐﻨﻢ؟ اﮔﻪ ﺑﮕﯿﺪ ﭼﯽ ﺷﺪه ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮﻧﺴﺘﯿﻢ کریو پرسرعت رو ﺣﻞ ﮐﻨﯿﻢ ﻟﺮز ﻫﻖ ﻫﻘﺶ زﯾﺮ ﭘﺘﻮي ﻧﺎزك ﺛﺎﺑﺖ ﻣﺎﻧﺪ و ﭘﺮ ﺷﮏ ﺻﻮرﺗﺶ را ﺑﯿﺮون ورد و ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﺮد ﺟﻮاب ﻧﮕﺎﻫﺶ را ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻣﻨﺘﻈﺮ دادم. ﺻﺪاﯾﺶ ﻟﺮز داﺷﺖ، ﻣﺜﻞ ﺗﻨﺶ، ﻣﺜﻞ دﺳﺘﻬﺎﯾﺶ دﯾﺸﺐ ﯾﮑﯽ ﺑﻬﻢ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮد ﺗﻮ ﺧﻮﻧَﻢ ﯾﻪ آﻗﺎ ﺑﻮد ﺧﺎﻧﻪ اش ﮔﻔﺘﻢ اﯾﻦ ﺑﯽ ﮐﺲ و ﮐﺎر اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ زﻧﮓ زده اﻧﺪ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺶ اﺷﮑﯽ و ﻣﻠﺘﻤﺴﺎﻧﻪ ﺑﻮدﻧﺪ؛ ازم اﻧﺘﻈﺎر ﮐﺎري داﺷﺖ: زدم ﺻﺪاﯾﺶ ﭘﺮ از ﺗﺮدﯾﺪ دانلود کریو ﻫﺮاس ﻟﺮزﯾﺪ: از درد ﺑﯿﻬﻮش ﺷﺪم آره از درد ﻫﯿﺴﺘﺮﯾﮏ دﺳﺘﻬﺎي ﺳﻔﯿﺪش را روي ﺻﻮرت ﮐﺒﻮدش ﮐﺸﯿﺪ ﺻﻮرﺗﻢ درد ﻣﯿﮑﺮد.

فیلترشکن تلگرام

ﺧﻮاﺳﺘﻢ آرام ﺑﮕﯿﺮد: آﺷﻨﺎ ﺑﻮد؟ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺶ ﻣﺎت ﻣﺎﻧﺪ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺶ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﻬﺎي آرام ﻣﻮ ﻧﻤﯿﺰد ﮐﯽ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ رو اذﯾﺖ ﮐﺮده فیلترشکن برای تلگرام ﺑﺎ درد و ﺑﻌﻀﯽ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﺳﻌﯽ ﮐﺮدم ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ و آﺳﻮده ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺟﺎي ﻧﮕﺮاﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﭘﻠﯿﺲ اﻃﻠﺎع ﻣﯿﺪﯾﻢ ﭘﻠﯿﺲ ﭘﯿﮕﯿﺮي ﻣﯽﮐﻨﻪ اﻃﻠﺎع ﻣﯿﺪﯾﻢ ﻧﺨﻮد آش ﺷﺪي ﺗﻮ ﭼﺮا اون ﻣﺮد ﯾﺎ دوﺳﺖ ﻣﻦ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﻣﺸﮑﻠﺘﻮﻧﻮ ﺣﻞ ﮐﻨﻪ. ﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﻬﺮه دﺗﻮن ﺑﺎﺷﻪ ﺳﺮش را ﭘﺎﯾﯿﻦ اﻧﺪاﺧﺖ ﻫﺴﺖ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ راﻫﺮو رﻓﺘﻢ ﻣﯿﺮم ﺑﭙﺮﺳﻢ ﮐِﯽ ﻣﺮﺧﺺ ﻣﯿﺸﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﺮﯾﻢ ﮐﻠﺎﻧﺘﺮي ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺑﺮﮔﺮدم و ﺑﺮوم ﮐﻪ ﺑﺎ ﺻﺪاﯾﺶ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪم آﻗﺎ؟ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﺮدم سیسکو vpn ﺧﯿﻠﯽ ﺿﺮب دﯾﺪه ﺑﻮد؛ دﻟﻢ ﺑﺮاﯾﺶ ﻣﯽ ﺳﻮﺧﺖ ﮐﻠﺎﻧﺘﺮي ﺑﺮﯾﻢ ﻣﺪارك ﻣﻨﻮ ﻣﯿﺨﻮاد اﯾﻦ ﭼﻪ رﺑﻄﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ داﺷﺖ ﮔﻨﮓ و ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﺮدم ﮔﻔﺖ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ و ﮐﺎرت ﻣﻠﯽ ام دﺳﺖ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﻣﻮﺿﻌﻢ را ﺣﻔﻆ ﮐﺮدم ﺳﮑﻮت ﮐﺮدم و ﺑﯿﺮون رﻓﺘﻢ ﺧﻮدم را ﺑﻪ اﯾﺴﺘﮕﺎه ﭘﺮﺳﺘﺎري ﺑﺎ دﯾﺪن ﻫﻤﺎن زن ﭘﺮﺳﺘﺎر ﮐﻪ ﺷﻐﻮل ﻧﻮﺷﺘﻦ ﭼﯿﺰي ﺗﻮي ﭘﺮوﻧﺪه ﺑﻮد ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺧﺎﻧﻮم ﺳﺮش را ﺑﺎﻟﺎ آورد ﻫﻤﺮاه اون ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ﺗﺨﺖ ﻫﻔﺖ ﻣﺮﺧﺺ ﻣﯿﺸﻦ زود ﺑﻪ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮش ﻧﮕﺎه ﮐﺮد ﺗﺨﺖ ﻫﻔﺖ آﻗﺎي اوﻟﯿﺎﯾﯽ پروکسی تلگرام ﺗﺎ ﭼﻨﺪ دﯾﻘﻪ دﯾﮕﻪ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺳﺮ ﺗﮑﺎن دادم ﯾﻌﻨﯽ اﻣﺮوز ﻣﺮﺧﺼﻦ ﺳﺮ ﺗﮑﺎن داد و ﺑﺎز ﭼﯿﺰي ﻧﻮﺷﺖ ﺑﻠﻪ ﻣﻤﻨﻮن و ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺗﺨﺖ رﻓﺘﻢ وﻗﺘﯽ وارد ﺷﺪم ﺗﻮي ﺧﻮدش ﻣﭽﺎﻟﻪ ﺷﺪه ﺑﻮد ﭘﺎرﺗﯿﺸﻦ ﺗﻮﻗﻊ داﺷﺘﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد و زل زده ﺑﻮد ﺑﻪ دﯾﻮاره ﺷﯿﻨﺪ اﻣﺎ ﻧﻪ !ﺣﺎﻟﺶ ﺧﺮاب ﺗﺮ از اﯾﻦ ﺣﺮف ﻫﺎ ﺑﻮد اﻧﮕﺎر ﻣﺸﮑﻞ دﯾﮕﻪ اي ﻫﺴﺖ.

سیسکو برای اپل

ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﺮد و ﺑﻌﺪ آرام و زﻣﺰﻣﻪ وار ﮔﻔﺖ ﻧﻪ خرید فیلترشکن اپل ﺑﯽ ﺗﻔﺎوت اﻣﺎ ﭘﺮ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ و ﺟﺪي ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﺮدم دﮐﺘﺮﺗﻮن ﺗﺎ ﭼﻨﺪ دﯾﻘﻪ دﯾﮕﻪ ﻣﯿﺎن اﺣﺘﻤﺎﻟﺎ ﺗﺎ ﯾﮑﯽ دو ﺳﺎﻋﺖ دﯾﮕﻪ ﻣﺮ ﺧﺼﯿﺪ ﻣﻦ ﻣﯿﺮم ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺪارﮐﺘﻮﻧﻮ ﺑﯿﺎرم. ﻣﮑﺚ ﮐﺮدم ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪارﯾﺪ ﺑﻌﺪ ﻟﺐ ﺟﻮﯾﺪم ﭼﯿﺰي ﻧﻤﯿﺨﻮاﯾﺪ اﯾﻦ ﺑﺎر روي ﺗﺨﺖ، ﺧﺠﻮل و ﻣﻌﺬب ﻧﺸﺴﺖ ﺧﺪا ﻧﮕﻬﺪار ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺻﺪاﯾﻢ زد ﻟﺮزان و ﭘﺮ ﺑﻐﺾ ﮐﺮدم ﻣﯿﺸﻪ آرام ﻫﻢ ﺑﯿﺎرﯾﺪ ﻣﺜﻞ آن روز اﻟﺘﻤﺎس ﮐﺮد اﻣﺮوز ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ سیسکو برای ios ﺑﺎ وﺳﻮاس و ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﻗﺴﻢ ﻧﺪه ﻟﺎل ﺷﺪ ﻣﯿﺦ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﺮد و ﻫﯿﭽﯽ ﻧﮕﻔﺖ ﭼﺸﻤﯽ ﺑﺴﺘﻢ ﻧﻔﺴﯽ ﮔﺮﻓﺘﻢ و ﺑﻪ مسیر اﻓﺘﺎدم ﺟﻠﻮي در ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺗﺮﻣﺰ ﮐﺮدم و ﺻﺪاي ﺿﺒﻂ ﮐﻪ ﻣﺪام اﺻﺮار ﺑﺮ ﺑﺪﺑﺦ ﺗﯽ و ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺧﻮاﻧﻨﺪه اش را داﺷﺖ را ﮐﻢ ﮐﺮدم و ﺑﻪ ﻣﻬﯿﺎر زﻧﮓ زدم ﺑﻌﺪ از ﭼﻨﺪ ﺑﻮق ﺟﻮاب عدل ﺳﻠﺎم ﺑﻪ آرام ﻣﯿﮕﯽ ﺑﯿﺎد ﭼﯿﻮ ﺑﯿﺎد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺗﻮ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﺎراﺣﺖ ﺷﺪي؟ ﻫﻢ ه اﯾﻨﺠﺎ ﻫﻮار ﺷﺪن ﺳﺮ ﻣﻦ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻣﯿﮕﻦ ﻓﻠﺎن ﺑﯿﺴﺎر ﺑﯽ رﻣﻖ ﻟﺒﺨﻨﺪ زدم.

خرید فیلترشکن پرسرعت نامحدود
خرید فیلترشکن پرسرعت نامحدود

ﺑﯿﺨﯿﺎل ﻣﺸﮑﻠﯽ ﭘﯿﺶ اوﻣﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽ رﻓﺘﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺗﻮ ﻧﺒﻮد ﺣﺮف ﻧﺰن ﻣﻬﯿﺎر ﺟﺎن ﻧﻤﯽﺗﻮﻧﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﺎر دارم کذب ﻣﯿﮕﯽ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺣﺮﻓﯽ زدم ﻣﻦ ﻋﺎدت دارم از ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻫﻢ ﻧﺎراﺣﺖ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻣﯿﮕﯽ ﺑﯿﺎد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﺣﺮﻓﻢ ﺑﺎ ﻫﻤﻬﻤﻪ اﻧﺪﮐﯽ ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﻗﻄﻊ ﺷﺪ ﺻﺪاي ﻣﻬﺮﺑﺎن و ﻫﻤﯿﺸﻪ دﻟﺴﻮز اﻣﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ زﯾﺒﺎ آﻣﺪ اﺻﻠﺎ ﻧﺸﻨﯿﺪ ﭼﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﺷﻤﺎ ﮐﯽ رﻓﺘﯽ ﻣﺎ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﺪا اﯾﻦ ﻣﻬﯿﺎر ﺑﭽﮕﯽ ﮐﺮد ﺣﺮف زد ﺷﻤﺎ ﺑﺒﺨﺸﺶ زدم اﺧﺘﯿﺎر دارﯾﺪ فیلترشکن پرسرعت اﯾﻦ ﭼﻪ ﺣﺮﻓﯿﻪ ﺑﺎور ﮐﻨﯿﺪ ﻣﻦ از ﮐﺴﯽ ﻧﺎراﺣﺖ ﻧﺸﺪم. ﮐﺎ ري ﭘﯿﺶ اوﻣﺪ ﮐﻪ رﻓﺘﻢ اورژاﻧﺴﯽ ﺑﻮد ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﮕﻢ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺧﯿﺎﻟﻢ راﺣﺖ ﺑﺎﺷﻪ؟! ﭼﯿﺰي ﻫﺴﺖ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﻪ آرام ﺑﮕﯿﺪ ﺑﯿﺎد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﻀﻄﺮب ﮔﻔﺖ ﺧﺎك ﻋﺎﻟﻢ ﻧﺎﻫﺎر ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﻮردي ﭘﯿﺶ اوﻣﺪه دﻟﺨﻮري در ﮐﺎر ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﯾﻢ ﻋﯿﺎد ﮐﺴﯽ واي ﮐﯽ از دوﺳﺘﺎن ﻫﺴﺘﻦ ﻧﻤﯽﺷﻨﺎﺳﯿﺪ.

خرید فیلترشکن آمریکا

خرید فیلترشکن آمریکا

فیلترشکن آمریکا با ip حرفه ای برای بازکردن مارکت و استورها از جمله استور اپل رفع محدودیت های کد ۱۰۰۹ توسط خرید فیلترشکن آمریکا برایی خرید هم میتوانید به سایت اقدام به خرید کنید.

 

انقد دادم خورده که شده اندازه ی فیک؛ ای براش ناچیز گذاشتم که بهم میگی بیدادگر فردا زنده میشوم بهترين وي پي ان برای بار اول در هال با بابا بحث میکرد، هیچ وقت حاضتتر نبود جر و بح هایش با بابا را اما اینبار بی پرده حرف می زدند و من نیایش کردم زودتر این بحث تمام شود دهن منو وا نکن ارسلان شما دهن منو وا نکن، شمایی که پونزده سال آیینه خرید فیلترشکن قوی دق منو جلوی روم بردی و آوردی و من صدام در نیومد اون فکر کردم دلخوشیته . صدای بی بی وسط گریه اش گم شد کی اینطور بزرگت کردم فیلترشکن آمریکا شد که انقده ستمگر شدی در سرسرا و من در اتاق از تنگنا حرفهای بابا گریه می کردیم. سرم را روی زانوهایم گذاشتم فیلترشکن قوی هق هقم را کف دستهایم خفه کردم. صدای بابا از بغض دو رگه شده بود از وقتی ستارا رفت از وقتی بعد از اهار ستال که عاشتقش بودم دادنش بهم ولی نموند برام. فریاد زد همین دختری که میخوام با کله بندازمش درون عسک سارا رو ازم گرفت تخصیر خورشید ایه تقصتتیرش بودنشتته اگه نبود ستتارای من زنده بود اکنون هم دیگه نمیخوام ایزی بشنوم.

خرید فیلترشکن آمریکا
خرید فیلترشکن آمریکا

به خداوندی خدا بفهمم جواب ستتر بالا به این خواستگارا دادی یه جوری نیست و منهدم میشم که رنگمم نبینی. امروز دیگه یا من، یا قاتک سارا باید گزینش کنی بی بی با صدای خفه ی بی بی هق هقم بیشتر شد فیلترشکن اپل می کنم ارسلان میخوان ببرنش تهرون لامروت می فهمی من حرفامو زدم، بهت گفتم ورش دار ببرش شتتهر قبل خودت خرید vpn فکر کردی هر وقت نگاش ، اینجا باشه بهتره، اندیشه کردی من بالا سرشم ولی نشد بی بی کردم.

خرید فیلترشکن اپل

اشتتای ستتارا رو دیدم. ازش متنف اما به زور تحملش می کنم میخوان ببرنش تهرون ببرنش، بمونه که ای؟ گفتم بهت بی بی جلو پام، این دختره باید بره خرید فیلترشکن اپل میبرمش قبل خودم اکنون که دیگه شوهرش میدم که خیال خودمم راحت شه حالا دیگه دیره صدای قدمهای سنگینش که از پله های اوبی بالا می رفت لغایت به اتاقش برود پرتو عدل در تصمیمی که گرفته جای هیچ تجدید نظری نیست بدون اینکه لباستتهایم را عوض کنم ذیل پتوی نازکم خزیدم و مچاله شتتدم، از درد، از غصه. از صتتدای در اتاق بی بی که کنار اتاق من بود فهمیدم انقدر ناراحت استتت که ترجیح داده امشب با من صحبت نکند درد بی مادری ستتخته، می دونستتتی و تنهام گذاشتتتی ارا رفتی که امروز بابا باشه ولی می خواستی نباشی.

vpn با کیفیت

بهم بگه خواستی بری به ِر جهان آوردن من؟ ارا نه ستتتال برای آوردن قاتک جونت آرزو کردی ارا نموندی؟ با رفتنت بابا هم رفته یا نباید میرفتی یا اگر بنا به نبودن بود نباید من رو به دنیا میاوردی فردا زنده میشوم مجروح که بابا با حرفهایش به قلبم زد آنقدر عمیق د یگر ً بود که حس کردم واقعا هیچ ایز مهم همین بود که از این شتتهر و از جلوی اشمهایش بعید شوم باصدای زنگ تلفن خوابم سبک شد صدای نجوای بی بی را شنیدم. با به یاد آوردن حرفهای بابا میان موهای مختلط ریخته ام کشتتیدم و روی اریکه نشستم که بی بی آهسته در را باز کرد. لبخند اختصار زدم صبح بخیر بامداد بخیر دخترم بیا آرزو کارت داره اشمهایم می سوخت خرید vpn با کیفیت با انگشتانم موهایم را شانه زدم؟

خرید فیلترشکن ios

و اشمهایم را فشردم. -بگو باهاش تماس می گیرم بی بی . بدون هیچ حرف در را اریکه و رفت. لباسهایی که از شب قبک تنم بود و حالا شده بود عوض کردم و خارج رفتم کاملا بیا ناشتاییتو بخور با نگاه کوتاهی به چهره بی بی متوجه شدم او هم شب بدی را گذرانده در حال ریختن اای بود که را بعید شتتانه هایش حلقه کردم و اانه ام را روی شانه اش گذاشتم اندوه بخوری دلم می گیره غصه نخور بی بی صدایش بغض داشت خرید فیلترشکن ios درون نگران نباش خدابزرگه حرفهای باباتم به دل نگیر، خشمگین بود یه ایزی گفت نگران نیستم درحال جمع کردن میز بودم که آرزو آمد درود بر عروس تپل حالتون اطوره خانم؟ ، ی اشم رنگی کیفش را انداخت من و روستتریش را باز کرد و انداخت روی کیفش.

 

خرید فیلترشکن آمریکا
خرید فیلترشکن آمریکا

بدو اینا رو بذار درون اطاق بیا برام تعریف کن خودش به سمت طباخ خانه رفت. وقتی وارد طباخ خانه شدم در حال خوردن ناشتایی بود و ذیل اشم به بی بی نگاه میکرد. وقتی من را دیدن با ابرو به بی بی اشاره کرد ولب زد -ای شده؟ آهسته پاسخ داد بهت یگم بعدا تندتر از همش صبحانه اش را خورد و رهسپار اطاق شدیم در را بست زود بگو ای شده؟ کنارم روی تخت و من کل ایز را برایش تعریف کردم. در ستتکوت گوش کرد و پایان پرسید اکنون که می خوای ایکار کنی؟ پوزخند زدم ای کار می تونم بکنم؟ باید ببینم بابا ای میگه فردا زنده میشوم.